Free Web Hosting Provider - Web Hosting - E-commerce - High Speed Internet - Free Web Page
Search the Web

من و زن برادرم

 
 
Free IranAdwords.com

من و زن برادرم

این داستان در مورد زن برادر من است اما قبل از اینکه بخواهم داستان را براتون شرح بدم باید از ظاهر او براتون بگم.

او 27 سال دارد و حدودا 180 سانتیمتر قد وتقریبا 54 کیلو وزن و موهای بلوندی دارد.برادر من تو شرکت هواپیمایی کار می کنه و زن برادرم کمی خجالتی است.اون می دونه که پاهای با ارزشی داره و من همیشه اونها را می بینم می پرستم و تحسین می کنم! شماره پای اون 42است.

من و زن برادرم یک روز برای خرید بیرون رفته بودم تا برای برادرم و دیگر اعضای خانواده خرید کنم...

ما خیلی بیرون چرخیدیم و خرید کردیم و وقتی که برگشتیم هر دو خسته بودیم.

وقتی برگشتیم  زن برادرم کیفشو گذاشت زمین و روی مبل نشسته و پاشو روی میز جلوش گذاشت.من هم روی مبل بغلی او نشستم.

ما شروع کردیم به صحبت کردن و تماشای تلویزیون و همین طور شوخی کردن.اون منو هل می داد و من هم اونو هل می دادم و با هم شوخی می کردیم.

دیدم که صندلش از پاهاش در اومده بود و آلتم داشت شلوارمو پاره می کرد.

همان جوری که داشتیم شوخی می کردیم سعی کردم به پاهاش نزدیک بشم و اونها را لمس کنم.که یک دفعه یک فکر خوب به ذهنم رسید.بهش گفتم خسته ای؟ گفت آره.من هم گفتم می خواهی پاهاتو ماساژ بدهم.

گفت از خدامه.و من شروع کردم به ماساژ دادن پاهای اون.اول پانجه پاشو تو دستام گرفتم و شروع به مالیدن پاهاش کردم و انگشتای دستم را لای انگشتای پاش می کردم. با انشگتم آرام قلقلکش دادم جوری که خوشش بیاد و اون هم تحریک بشه خوشش هم اومد ولی ظاهرا خیلی تحریک نشد.بعد از اینکه کمی پاهاشو ماساژ دادم دیگه حسابی تحریک شده بودم و اختیارم را از دست دادم. کم کم سرم را آوردم پائین و کف پاشو بوسیدم.انگشتای پاشو به لبام می چسبوندم و می مالیدم که یک دفعه دیدم پاشو کشید و گفت که چیکار می کنی؟ گفتم هیچی.فقط می خواستم یک کم ... نگذاشت چیزی بگم. فقط گفت تو یک احمق هستی که حاضری پای یک زن را ببوسی اون هم پای منو. من زن برادرت هستم.بهش گفتم که من همیشه آرزوم بوده که پاهای یک دختر را ببوسم ولی تا الان نتونستم.حداقل تو اجازه بده برای اولین بار این کار را بکنم.و دوباره پاهاشو تو دستام گرفتم و این بار با ولع بیشتری شروع به بوسیدن پاهاش کردم.نمی دونم دلش به حالم سوخت یا هر چیز دیگه ولی گذاشت پاهاشو ببوسم.من هم اول انگشتای پاشو بوسیدم و بعد یک کم پاهاشو بو کردم.بعد کف پاهاشو لیس زدم احساس کردم خیلی خوشش نمیاد ولی من واقعا داشتم لذت می بردم بعد از مدتی ناگهان زنگ در به صدا در آمد اول کمی ترسیدیم ولی بعد به خودمان مسلط شدیم و خود را به در رساندیم و در را باز کردیم.برادرم بود.اون رابطه اولین رابطه من بود ولی بعد از اون روابط دیگری هم داشتم اما اولین و آخرین اونها با زن برادرم بود.



 

اگر از این داستان خوشتان آمده لطفا برروی تبلیغات بالا و پایین صفحه کلیک کنید و از این سایت حمایت نمایید.حمایت های شما باعث دلگرمی ما برای ادامه راهمان است.
با تشکر مدیریت IMS

 

کپی رایت داستان فوق در اختیار مسئولان سایت میسترس و اسلیو ایرانی می باشد و استفاده از این داستان به هرنحو بدون ذکر منبع و ارائه لینک ممنوع است.

 

  Site Meter